صباصبا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره

عشقی از جنس صبا

مامان بزرگ رفت....

با مامان بزرگ خداحافظی کردیم .....خداحافظ ای شعر عاشقانه .....خداحافظ ای شمع شبهای روشن تو را می سپارم به مینای مهتاب .... تو را میسپارم به رویای فردا ......خداحافظ ای شعر شب های روشن     مامان بزرگ(مامان بزرگ بابایی) از بین ما رفت. در خانه ای بسته شد که برای من و بابایی پر از خاطرات تکرار نشدنی بود.خانه ای که بهترین دوران زندگی منو بابایی اونجا بود. تسلیت میگم به فرزانه و سعید.  
16 تير 1391

یک سالگیت مبارک گلم

تولد تولد تولدت مبارک عزیزم یه ساله که پیش منی و با هم روزهارو میگذرونیم ..هر ثانيه كه از عمر مادر شدنم ميگذره بيشتر درك ميكنم...چون هر روز دارم عاشقتر ميشم...هر روز دارم ديوونه تر ميشم... فرشته من...فرشته  خوشبختي من كه با اومدنت منو به عرش می بری...به عرش لحظات ناب بودنم...به اوج قله اي كه تا توی وجودم نبودی نميدونستم چيه....ميخوام بدوني براي من، تمام وجودي ...تمام بودني ...تمام داشتني...عزیزم فرشته نازنینم دوستت دارم و                 تولدت مبارک زندگیه مامانی چه لطيف است حس آغازي دوباره،  و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس... ...
16 تير 1391

ماه هفدهم

صبا جونم خوشكلكم روز به روز داري بزرگتر ميشيو عشقت هم روزبروز داره بيشتر ميشه.خدايا شكرت كه به من لياقت دادي من مامي صبا باشم.خدايا چقدر بزرگ كردن بچه لذت بخشه.دختركم گلم اينقدر دوست دارم كه نميتونم اندازه اي براش قائل بشم.با اين سن كمت خيلي خانمي.خيلي عاقلي.هر چي بگم گوش ميكني.صبا برو موبايل مامان بيار.بدوبدو ميري مياري.كنترل كيف عروسكت در كل هر چي بگم زود انجام ميدي قربونت برم.اگه هم ندوني چي ميخوام ميري يه دور مي زني برميگردي. از لحظه اي كه بيدار ميشي مدام داري راه ميري.اگه يه كيلومتر ببنديم به پشت پاهات فكر كنم منفجر بشه .عاشق هندونه اي هر چي بهت هندونه بدم ميخوري.البته طالبي و خربزه هم همينطور.كلا چيزاي آبدارو ترجيح ميدي. هر ك...
15 تير 1391
1